ادريس بن حسام الدين بدليسى
پيشگفتار 16
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
تصنّع دچار ساخته است . چنانكه كتاب معروف خود هشتبهشت ، را نيز بسيار منشيانه و پر از تكلّفات لفظى نوشت ، آنگونه كه بسيارى از وقايع تاريخى ، فداى سبك شده است ( تاريخ عثمانى ، ج 2 ، ص 640 ) . و با اينهمه ، در بيان اهميّت آن كافى است گفته شود كه مأخذ اصلى كتاب احسن التّواريخ روملو بوده است ( احسن التّواريخ ، ص 31 مقدمه ) . از مجموع 227 بيت شعرى كه در اين اثر آمده ، 24 بيت عربى و 51 بيت از خود مؤلّف ، اغلب سست و بىجان و بدون شفافيّت شعرى است . بيشترين ابيات كه گويندهء آنان را راقم اين سطور يافته و در توضيحات آورده است ، و سرايندهء معدودى از آنها دانسته نشد ، به ترتيب از سعدى ، اوحدى مراغهاى ، مولانا ، سنايى و كمال الدّين اسماعيل اصفهانى و حافظ مىباشد . كتاب با يك مقدّمهء نسبتا مفصّل و چهار بخش مستقل آغاز و پايان يافته است . مقدّمه مشتمل بر حمد و ثناى كردگار و مدح و ستايش پيامبر ( ص ) و توضيح معناى خلافت و تصديق نياز عالم به سلطنت و جهانبانى افراد انسانى است . همچنين توضيح علّت و انگيزهء جلاى وطن و قبول غربت : « در هنگامى كه غلغلهء فتنههاى آخر الزّمان به گوش اهل اللّه ، پيغام فرخنده انجام فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ رسانيده بود . . . ، هجرتى از منازل و اوطان دست داده ، به عزيمت ادراك مقاصد و آمال و دريافت طواف حريم و حرم خلافت و اقبال ، آهنگ سفر و شدّ رحال نمود . . . » ( كتاب حاضر ، ص 4 ) . ستايش سلطان بايزيد با عناوينى مثل ظلّ اللّه ، سلطان سلاطين و مسلمين و خداوندگار شاهان روى زمين ، فرجام اين مقدّمه را تشكيل داده است . بخشهاى چهارگانهء كتاب بر موضوعاتى چون : استحقاق خلافت رحمانى در نشأت انسانى ، اخلاق و ملكات شايستهء مرتبهء پادشاهى ، تفضيل افعال و احوال كه لايق رتبت جهانبانى است و كيفيّت تكميل سرورى صورى به واسطهء اتّصاف به كمالات معنوى ، اشتمال دارد و صفاتى چون حكمت ، عدالت ، شجاعت و عفّت را لازمهء هر شاه بخت يار شمرده ، و سلطان را به برخوردارى از سلطهء باطنى و خداترسى توصيه كرده است . تعظيم شعاير دينى و عمل به واجبات و پرهيز از محرّمات ، از سخنان محورى اوست .